نجم الدين ابو الرجاء قمى

404

تاريخ الوزراء ( فارسى )

مناسبت داشتن 26 پ مناشير و امثله 70 ر منت در گردن بتر از غل است در گردن 59 ر منتخب ذيول 184 پ منجنيق حصارگشاى 194 ر منجنيق راست كردن 61 پ منسوبه برساختن 172 ر منشور هنر او ميان ركن و مقام برخوانند 223 پ منصب استيفاء 27 ر 143 ر منصب طغرا 27 ر منصوبه بر ساختن 112 ر منطيق ترازوى 160 ر منظر او زيباتر از مخبر است و مخبر او زيباتر از منظر 212 ر منظوران روزگار 57 ر منقاد و مسخر شدن 210 ر منقسم و متوزع خاطر 96 پ من و سلوى 68 ر منى زدن 11 ر مؤاخات و مصافات ، معادات و مناوات شدن 111 پ موارد و مصادر كار 80 پ مواطات و اتفاق 118 ر مواضعت با سلطان 92 ر مواعيد عرقوب دادن 127 پ مواقف نبويهء اماميه 152 ر موافقت سنگى قرار دادن 156 ر موئل جهانيان 155 پ موج دريا مردم سرنگون كند 100 ر مور باشد كه زاد عمر ذخيره سازد ، شير از اين انديشه فراغى دارد 172 پ مور پاى برهنه از خر با نعل بهتر رود 31 ر مورچه را چون پر برآيد ، سبب هلاك بود 67 پ مور را نيازردن 107 ر مور مار آمدن 30 ر مورد كرم او كه زمستان نظارت داشت ، در فصل بهار زرد شد 186 پ موزهء كهنه را چهارشاخ درمىكرد 103 ر موسم اقبال و سعادت 233 پ موسى ( ع ) به طلب آتش رفت ، پيغمبر شد 130 ر موش در سراى او وطن جهت دوستى كرد و چيزى نيافت 15 پ موش دندان تيز 65 پ موقف استغفار 216 پ موكل امير اجل 8 پ موم چون پاسبانى حقه جوهر كند عزيز بود و چون از آن بازماند ميان راه اندازند 113 ر موم چون از عسل جدا شود سوخته گردد 99 ر موم نقش نگين را جلوه كند 168 ر موى تراشيده بازرويد 3 پ موى در ميان گنجيدن 105 ر موى ، سپيدى است بر سواد چشم 111 ر موى سپيد ، سنان روزگار است كه بر روى مردم زند 111 ر مهتاب پيمودن 31 ر مهتاب جايى سيب سرخ كند ، و جايى كتان ريزاند 191 ر